● هی سلام
○ سلام چطوری؟
● ای هم خوبم هم بدم
○ چرا؟
● همینطوری
○ ئه! شنیدم داری از این شوهرت هم جدا می شی؟
● آره مرتیکه عوضی! هر روز هزار تا بلا سرم میاره
○ آره یه چیزهای خبراش می رسه؛ از وجناتش معلوم بود که چیکارس خوب اما شما اوایل سرت گرم عشق بود
● عشق؟! برو بابا دلت خوشه مجبوری بود
○ مجبوری؟ اما تو شوهر قبلی را با لگد از خونه ات انداختی بیرون که دق کرد مرد
● خوب آخه از اون خسته شده بودم ولی اینرا که من نخواستم
○ تو نمی خواستی؟!
● نه این خودش را آمد به من تحمیل کرد
○ خوب حالا به سلامتی نفر بعدی کیه
● بعدی؟ امم ! نمی دونم
○ عجب
● فعلا از این خلاص شم بالاخره یه چیزی می شه
○ آها یه چیزی می شه دفعه قبل هم یه چیزی شد نه؟
● اه گندت بزن تو هم که هی سرکوفت می زنی
○ اوه ببخشید اوقاتتون مکدر شد، فقط حرفهای ما مثل اینکه بهتون نمی سازه
● خوب کسی نیست که به آدم بگه چیکار کن آدم مجبوره به یه سمتی بره دیگه
○ آها یه سمتی بره؟ و کسی هم نیست؟ گوشش نیست عزیز
● اه اصلا من حوصله ات را ندارم تو یه چیزیت می شه، یه غرضی داری
○ حتما همینطوره که شما تشخیص دادی
● بـــــــــــــله که همینطوره
○ خوشم میاد در نخواستن حداقل مصمم هستی البته اون هم بعد از چندین سال
● خوب یعنی میگی با این مدارا کنم و باهاش بمونم نمی شه که نمی بینی چه بلاهای سرم آورده و داره می اره
○ نه که نمی شه اما فکر کردی چه شوهری می تونه برات خوشبختی بیاره؟
● بله که می دونم ؛ می گم این حسین آقا سرکوچه امون را دیدی؟ به نظر مرد خوبی نمیاد؟ خیلی نازه
○ عــــــــــــــــــــجب؛ والله من چی بگم اما تا اونجا که من یادمه ایشون رفیق فاب شوهر فعلی تون بودن
● بوده؛ الان دیگه مدتی است با هم نیستن
○ اوه این را هم شما تشخیص دادین؟
● برو بابا تو هم که همه اش طعنه می زنی, اصلا من هر کار خودم می خوام می کنم تو هم برو تو توهمات خودت غلت بزن
○ تو تا حالا فکر کردی چرا همه اش این طور شوهرها گیرت میاد؟ و بعد هم با گذشت زمان هی اخلاقشون بدتر و بدتر می شه؟ شاید مشکل از بیرون نباشه؟
این نظر توسط نویسنده حذف شده است.
پاسخحذف"اما فکر کردی چه شوهری می تونه برات خوشبختی بیاره؟"
پاسخحذفهمیشه حرف های خوب واساسی ندیده گرفته می شه... فکر کنم برای این باشد که فکر کردن و انتخاب، کار مسولانه ای است... زحمت دارد... برای همین می گذاریم انتخاب شویم...
آه...
یک نکته ی دیگر هم اینکه حالا چرا این خانم هرچه زودتر می خواهد یک آقا بالا سر دیگه داشته باشه؟ چرا یک مدت مستقلانه زندگی نمی کند تا برآورد خوبی داشته باشد؟
ا... مثل اینکه اول جواب دادم، بعد سوال کردم:
:)
و امان از آدم ها که دور و بر آدم را می گیرند وهی مثلا برایش آینده نگری می کنند...
هرچند فکر کنم جوان های امروز نگرششان رو به تغییر است...
امیدوارم... چون سرنوشت همه ما به هم بستگی دارد...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
پاسخحذفاین نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
پاسخحذف