۶ ژوئن ۲۰۱۱

Wasteland

 

For so many years you were locked away
And you never really got the opportunity
To blossom, and pass on your masterpiece creation
They're so ignorant, they don't understand
You were always longing for a chance
To abandon this wasteland and never have to pretend
Everything's okay
And you're the same as everybody else
So stop apologizing
There's nothing wrong with being different
Despite their accusations
You've always proven that you're better
Take a look around, everything you see
Is their twisted version of reality
They live in, and you've been forced to believe them
Erase your memories from so long ago
Now you're capable of so much more
Just let go, now you know exactly what you're here for
Everything's okay
You're not the same as everybody else
So stop apologizing
There's nothing wrong with being different
Despite their accusations
You've always proven that you're better

۲۹ اکتبر ۲۰۱۰

Forever Young

 

I see your eyes but you hide your face
And the more I look the more I’m dazed
The sound of you still in my ears
It rings right through as you disappear
Well the time is bad but your grasp is good
And the rules I had the stops I put
In a tower of flames are burning away like wood
And I want to run with you out of this place
To the Garden of Eden
I'll meet you there as they're closing the gates
No we don't have long
Oh to be forever young
Well the storm in me for a child in you
As you give for free as you take what's due
An untamable heart an unblameable face
As you bind me up then tell me we have to escape
Drawn in like a moth to the light I fought to get away
Truth is that I’m only getting closer by the day
I want to run with you by my side
To the Garden of Eden
Racing the path as it fades in the twilight
No we don't have long
Oh to be forever young

۱۱ سپتامبر ۲۰۱۰

“Greater Good”

چند هفته پیش با تاخیر روز هشتم سریال 24 را دیدم، فارغ از تمام مسایلی که تو این فصلش می تونست برای ما جالب باشه یک نکته نظرم رو جلب کرد که البته محدود به این فصل و یا حتی این سریال نمی شه ولی این یک نمونه دم دست است.

هر کدام از شخصیتها چه رییس جمهور آمریکا و چه رییس جمهور کامستان و یا مخالفان هر وقت که می خواستند عمل ضد اخلاقی خودشون را توجیه کنند این اصطلاح مصلحت(Greater good) را عنوان می کردند. قطعا این اصطلاح واین موقعیت برای اغلبمون  تو تمام این سالها خیلی آشناست و عواقبش رو هم با تمام پوست و استخون داریم حس می کنیم.

خودتون می تونید نمونه هایی در مقیاسهای کوچک و بزرگ دور و برتون پیدا کنید جایی که اخلاقیات برای مصلحت زیر پا گذاشته شده و نتیجه اش را هم دیده اید.( اغلب در بلند مدت نتیجه منفی اش خودش رو نشون می دهد)

.

.

.

.

.

.

.

.

.

دراینکه این سریال یک پروپاگاندا بود حرفی نیست ولی منکر خوش ساخت بودنش هم نمی شد و شخصیتهاش هم رابطه خوبی با تماشاگر برقرار می کردند. خیلی دوست داشتم در این مورد هم چیزی بنویسم ولی فکر نکنم فرصت بشه ولی تو تمام روابط و شخصیتها، نوع رابطه جک با کلویی خیلی جالب بود اوجش هم اونجا بود که  برای صحنه سازی، جک از کلویی می خواست که بهش شلیک کنه و تا زمانی که اسلحه اش را بطرف کلویی گرفته بود، کلویی بهش شلیک نکرد ولی به محض اینکه جک اسلحه ش را بطرف سر خودش گرفت کلویی بهش شلیک کرد.

۲۳ مهٔ ۲۰۱۰

“Crimson Pig”

Crimson Pig

دیروز بعد از مدتها فیلمی را که گرفته بودم و ندیده بودم را فرصت کردم که نگاه کنم, با اینکه کار میازاکی بود و کیفیتش قابل پیش بینی، اما مضمون فیلم و فضا و روابط نسبتا ساده و بی آلایش آن خیلی دلچسبه و شاید همانطور که جایی خوندم یاداور دوران طلایی سینماست.

البته من نسخه ژاپنی فیلم رو دیدم اما دوبله انگلیسی آن هم هست.

با توجه به اینکه فیلم مال نزدیک به بیست سال پیش است شاید خیلی ها هم دیده باشندش.

۱۴ مهٔ ۲۰۱۰

اشرف مخلوقات!؟

برای تفکری که مبتنی بر این فرضیه است که کل کائنات و موجودات آن بخاطر یک فرد آفریده شده, رفتاری که افراد با حیوانات و در درجه بعدی با یکدیگر خواهند داشت غیر قابل کنترل است.

کسی که با این تفکر بار میاد کم کم یک حالت مالکیت به همه چیز پیدا می کنه و وقتی که مالک چیزی باشید و کنترلی در کار نباشه, می شه حدس زد که چه اتفاقی می افته؟ نمی دونید؟ به کوچه و خیابونها و گوشه و کنار این مملکت برید و ببینید که با حیوانات چه رفتاری می کنند و یا بهتره بگم چه بلاهایی سرشون میاد؟

کلا این هم یه جورایی بر می گرده به ایدئولوژی و خودی و غیر خودی دونستن افراد و بعد هم کلیه جاندارن، در صورتی که اخلاقیات علاوه بر نوعدوستی مروج رفتار مسالمت امیز با کلیه جانداران و بطور کلی طبیعت است.

البته نکته اینه که اگر کسی معتقد باشه که تمام طبیعت و جانداران بتدریج بوجود آمده اند و برحسب شرایط و اقلیم و دیگر موارد هریک به شکلی و گونه ای رشد یافته اند. کمتر احتمال داره که خود را مالک و اشرف دیگران محسوب کند و بپندارد که هرگونه تصرفی بر هر جاندار یا بی جانی بر وی جایز است.

اینگونه است که اگربه فرهنگی این باور تزریق بشود که شما جزیی از کل طبیعت هستی و حلقه ای از این زنجیر و هستی یکایک این موجودات مستقیم و غیر مستقیم و کم و یا بیش به یکدیگر وابسته هستند،فرد یاد می گیرد که خود را از موجودات و طبیعت بداند و آنها را دوست بدارد. به نظر من یک همچنین انسانی بسیار بعید است دست به اعمال خشونت بار نسبت به حیوانات بزند چه رسد به همنوعان خود.

این نوشته اجابتی به دعوت دوست گرامی است.

 

 

آقا من یه گریز بزنم به رفتارمون با درختها و گیاهان؛ به عنوان مثال اکنون که فصل رسیدن توت هست جا به جا شاخه های شکسته و تن های زخمی و برگهای پاره پاره درختان توت  را می بینی که به هوای چند دانه ای توت مجانی سلاخی شده اند.

۷ مهٔ ۲۰۱۰

Beseech - Innerlane

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

I feel it move two steps behind
moving fast into the night
flashing lights keeps passing by
see the pain that's in their eyes
a screaming child what have I done
see the cold has gripped their spines
turn around I'm not alone
lost my faith I'm on my way

thing's you've said
thing's you've done
when someone else controls your mind
you'll get worse before the end
you cannot feel you can just bleed
cannot feel can just bleed

bleeding under cold street lights
people scream they're all afraid
blame myself is this my fault
a growing seed of evil deeds
a sickness thats has gone to far
closing in the chase is on
turning back is not my choice
lost my faith I'm on my way

thing's you've said
thing's you've done
when someone else controls your mind
you'll get worse before the end
you cannot feel you can just bleed
cannot feel can just bleed

۲۷ مارس ۲۰۱۰

الرحمان

چندی پیش جایی بودم که یک اصفهانی هم بود صحبت از ترافیک تهران و اینها بود داشت می گفت که اصفهان هم گاهی ترافیکهای بدی می شه و با نارضایتی می گفت نمی تونن جاده و اینها بکشن بخاطر این آثار باستانی و بافت قدیمی شهر. ادامه داد مترو هم که یونسکو جلوش را گرفت نگذاشت و  از چهارباغ بکشند.

من دیگه طاقت نیاوردم گفتم با جاده کشی بی حساب و کتاب و تخریب بافت قدیمی مشکلی نمی شه خیلی از کشورها این بافت رو نگه داشتن مشکل ترافیک رو هم تا حد زیادی حل کردند

گفت آثار باستانی که به درد ما نمیخوره پولی هم ازش گیر نمیاد خوب خرابش کنن جاده بکشن

گفتم که شما که بیست سی میلیون دادی ماشین خریدی بتونی توش گاز بدی؟

یه کمی مکث کرد و گفت این آثار باستانی به درد همان اروپایی ها میخوره که بتونن ازش پول در بیارن اینجا کارایی نداره!!

گفتم دوست عزیز می دونم متوجه نخواهی شد اما ملتی که قدر فرهنگشو ندونه (نگفتم فرهنگ و شعور اجتماعی نداشته باشه چون توهین آمیز می شد)  صدها هزار کیلومتر جاده و اتوبان هم مشکلی ازش حل نخواهد کرد. اما خوب چه فایده که این وعده های پوپولیستی همه رو کور کرده است.

وقتی اصفهانی ها که همیشه به آثار باستانی شون افتخار می کردند اینطوری تیشه به ریشه اشون بزنن دیگه نشون می ده که بوی الرحمان این مملکت خیلی وقته بلند شده فقط اغلب علاوه بر چشما و گوشهامون, دماغمون را هم گرفتیم یا شاید هم آنقدر دماغمون تو کار دیگرانه که اینطور بوها را متوجه نمی شه!